تبليغاتX
شکلات داغ ! | Hot Chocolate |

شکلات داغ ! | Hot Chocolate |

منتظر..!!

sp83rlevfzuxf4r1s4t.jpg 

منتظر..!!

هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره که بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار شاید طرف ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی...بهتر از اینه که تمام لحظات پشت یه پنجره بشینه و چشم به راه اومدنت باشه...!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط  Sταя   | 

فاصله ها...!!!

cw4kggqsygf7434q9fym.jpg 

فاصله....!! 

میگن فاصله ها سردی میاره ولی نمیدونم چرا فاصله بین من و تو دلتنگی میاره..!!و اینکه همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست گاهی فرصتی است برای دل تنگ شدن..!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط  Sταя   | 

سکوت....!!!

zfn99rslu2u01a2wol.jpg


سکوت...

 

سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه !

سکوت  یعنی  یه  اسم  که  رو  لبمه !

سکوت   یعنی   یه  شرم   که   تو چشمه !

سکوت       یعنی     یه    آرزو    که   تو   سینمه !

سکوت   یعنی   فریاد   همه   حرفهایی که   گفتنشون   سخته.....!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط  Sταя   | 

سکوت لحظه های تاریک..!



6rrssem3q3cybxuqeb8i.jpg
دلم شکسته بود و می خندیدم و قطره های خنده ام کم کمک می گریستند ومن در امواج لبخندم غرق سکوت تاریک لحظه ها ، چقدر مایوس، چقدر دلسرد چه زود ته کشید باغ احساس دلم ساعت تیک تاک خاموشی سر می دهد و من بی صدا به دقایق مرگ آرزوهایم می نگرم ومن در امواج لبخندم غرق سکوت تاریک لحظه ها ، چقدر مایوس، چقدر دلسرد چه زود ته کشید باغ احساس دلم ساعت تیک تاک خاموشی سر می دهد و من ... بی صدا به دقایق مرگ آرزوهایم می نگرم...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط  Sταя   | 

نیمکت خالی..!!



ef8opfyrb0r4i4f92oxi.jpg

نیمکت خالی! می نشینم روی این نیمکت دو نفره و فکر میکنم به همه چیز.... به خدایی که خیلی وقت است گم شده است خدا را می توان همه جور پرستید و من این گونه!!! حالا که دارم میرم بگذار حرفهایم را بدون سانسور بزنم... حتی آنهایی را که از ترس دلگیرشدنت نگفتم بی گمان این گونه بیشتر میپسندی یک وقت های بدجور بهم ریخنه می شوم مثل همین الان و خیال می کنم هیچ کدام از حرفهایم را باور نداشتی تا آنجایی که حتی خودم هم شک میکنم که چه گفته ام؟ هر چه بیشتر می گذرد بیشتر به نوشته هایم شک می کنم. می روم ..... قرار است خدا را پیدا کنم تا نامه اش را برایش بخوانم. برای پیدا کردنت از کجا شروع کنم؟؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط  Sταя   |